همیشه یه خاطراتی هست که وقتی بهشون فکر میکنی باصدای بلند میگی: وای من چقدر خر بودم!
پیراهن نگاه مرا مکش از پشت که بر می گردم
نظرات شما عزیزان:
و بی خیال عزیزهای مصری و یعقوب های چشم به راه
چنان به خود می فشارمت
که هفتاد و هفت سال تمام باران ببارد و گندم درو کنیم..!